Blog - فـــــــــــــــریاد
Welcome, Guest! Sign Up RSS

Friday, 2014-12-19
1 2 3 ... 58 59 »

خوابیدن با چند زن خطرات ابطلا به سرطان پروستات را در مردان کاهش می دهد
بنابر تحقیقات جدید، کسانی که با بیش از بیست زن سکس داشته باشد کمتر به سرطان پروستات مبطلا می شود. محققین دانشگاه مونترال کانادا به نتایج دست یافته است که آن عده از مردان که با زنان بیشتری سکس داشته اند بیشت هشت فیصد کمتر از مردانی که تنها با یک زن سکس داشته اند به سرطان پروستات مبطلا شده اند. همچنین این مردان نوزده فیصد کمتر پرخاشگرند.
موری الیس پرنت Marie-Elise Parent یکی از محققین می گوید که داشتند چند زن بعنوان رفیق جنسی نتیجه انزال بیشتر را به همراه دارد و انزال خلاف سرطان پروستات  که قبلاً مشاهده شده  است عمل می کند.
در حقیقت با عمل سکس غلظت مواد سرطان زا در پروستات کاهش می یابد و داشتن شریک جنسی بیشتر منجر به ارتباط جنسی بیشتر می گردد. بنابر این تحقیقات، مردان که هرگز سکس نداشته اند دوبرابر کسانی که سکس داشته اند در معرض خطر مبطلا شدن به سرطان پروستات هستند.
محققین 3208 نفر را در معرض تحقیق قرار داده اند و نتیجه آن را در اپیدمیولوژی سرطان به نشر رسانده اند. از این جمع 1590 نفر از سپتامبر 2005 تا ماه اوت 2009 به سرطان پروستات مبطلا شده اند، در حالی که 1618 نفر دیگر به سرطان پروستان مبطلا نشده اند.
محققین دریافته اند که آن عده از مردانی که پروستات بیشتر تولید می کنند دوبرابر در معرض مبطلا شدن به سرطان پروستات هستند و اما محققین از این که ارتباط بین شریک جنسی و پروستات یافته اند شگفت زده شده اند.
پروفسور پرنت می گوید؛ ما خیلی خوش شانس هستم که شرکت کنده های از مونترال یافته ایم که راحت در مورد تمایلات جنسی شان حرف می زنند. این راحتی بیست و سی سال پیش نبود. ما حالا دریافته ایم که تعداد و نوع شریک جنسی را باید بشماریم تا بتوانیم بهتر مبطلا شدن به سرطان پروستات را در یابیم.
محققین همچنین دریافته اند که داشتند بیش از بیست شریک جنسی مرد برای مرد خطر ابطلا به سرطان پروستات را دوبرابر در مردان افزایش می دهد.
گزارش از مجله تایم و به نقل از روزنامه The Australian

Category: علـــمــــــــــــی | Views: 14 | Added by: Elham | Date: 2014-12-06 | Comments (0)

زمانی برای درک خرها
منبع  نهالستان
بنا به روایت کتاب خروج از اسفار پنج گانه تورات، بنی اسرائیل از یهوه خدای خود درخواست آزادی از اسارت مصریان را می کنند، خداوند نیز انواع بلایای عجیب و غریب را سر مصریان فرود می آورد که هیچکدام کارساز نمی شود. نهایتا با قوم برگزیده خود قرار می گذارد که خون بره قربانی را به دیوار خانه های خود بمالند تا شبانه یهوه بر مصر نازل شود و تمام نخست زادگان ذکور از فرزند فرعون تا کنیزان و تمام نخست زاده نر حیوانات را بکشد و البته از زدن خانه های علامت دار! با خون بره قربانی به نشانه خودی بودن، خودداری کند. این اتفاق می افتد و مصریان تسلیم می شوند و بنی اسرائیل را آزاد می کنند. از آن به بعد این پیروزی و آزادی از اسارت به یکی از اعیاد بزرگ یهودیان، یعنی عید فطیر تبدیل می شود و خدای بنی اسرائیل مقرر می کند که به شادمانی این آزادی همه ساله جشن بگیرند و نخست زادگان نر خود را قربانی کنند. این درخواست با دو استثنای بزرگ مواجه می شود، انسان و خر. بدیهی است که در هیچ فرهنگی نمی توان از انسان انتظار داشت، ابدالآباد فرزند ارشد پسر خود را قربانی آزادی نیاکانشان از اسارت کند. خدای قوم یهود هم پیشاپیش می داند این درخواست شدنی نیست، بنابراین مقرر می کند به جای انسان گاوی، شتری، و یا بره ای قربانی شود. اما دومین استثنا سرنوشت بسیار غم انگیز پیدا می کند، خداوند او را لایق قربانی شدن نیز نمی داند و دستور می دهد به جای نخست زاده خر، حیوان دیگری فدیه کنند و اگر استطاعت آن را ندارند، گردن خر را بشکنند.


کسانی که در روستاها متولد شده اند و یا زندگی سخت کوهستانی را تجربه کرده اند می دانند که خر چه حیوان سخت کوش و باهوشی است. خر اگر در راهی که او را می برند دچار مشکل لاینحلی شود امکان ندارد که مجددا به آن راه پا (یا سم) بگذارد. بعبارتی از یک سوراخ فقط یک بار گزیده می شود. قابلیتی که انسانهای بسیاری فقط آرزوی آن را دارند و معمولا چندین بار گزیده می شوند. خر هرگز زیر باری که توان بلند کردن آن را ندارد، نمی رود. توان و قدرت خود را خوب می شناسد، درکی که انسانهای بسیاری از آن بی بهره هستند و زیاد اتفاق می افتد که قولی دهند ولی توان انجام آن را نداشته باشند. خر با کمترین هزینه نگهداری می شود، معمولا و به طور بی رحمانه ابتدا پس مانده علوفه سایر حیوانات را به او می دهند و سپس اگر کافی نبود شاید علوفه... Read more »

Category: اجتـــماعی | Views: 251 | Added by: Elham | Date: 2014-04-11 | Comments (0)

فارسی، از جدائی ها حکایت می کند

طی صد سال گذشته، تمرکز بیش از حد بر روی فرهنگ و زبان فارسی در سرزمین چند زبانی و چند ملیتی ایران، به ناهنجاریها، بحرانها و شکافهای عمیقی دامن زده است که بخش مهمی از آنها در حال حاضر  از دیده ها پنهان است.

بررسی رفتار صاحبنطران کشور بحران زده افغانستان نشان خواهد داد که با وجود آنکه به لحاظ توسعه اجتماعی بسیار از ایران دور هستند ولی می توان اذعان کرد که ایران در زمینه قومی و زبانی، چندین دهه از افغانستان عقب تر است.

افغانستان کشور اقلیت هاست. اختلاف عمده در آنجا میان تاجیکها و پشتونهاست. هر دو قوم نیز مسلمان سنی حنفی هستند. گرچه افغانستان یکی از مذهبی ترین جوامع اسلامی است ولی مذهب نتوانسته است عامل وحدت قومی باشد و تفاوتهای زبانی و فرهنگی همچنان پررنگ است.

از ابتدای پیدایش نهادهای مدرن در افغانستان، صاحبنطران پشتون تبار، که موثرترین قوم افغانستان هستند، متوجه ضعف کتابت زبان خود در مقابل فارسی که زبان رسمی است می شوند. با تصویب قوانین و تحمیل شرایط خود، زبان فارسی را تا حدودی تضعیف و تبعیض مثبت برای پشتو در نظر می گیرند. محمود طرزی صد سال پیش در مقاله‌ بلندی با عنوان زبان و اهمیت آن در سراج‌الاخبار نوشت: “یکی از مکارم اخلاق حسنه ملتی هر ملت، محافظه کردن زبان و اصلاح و ترقی دادن آن است. زبان رسمی دولت متبوعه مقدسه ما زبان فارسی و زبان ملتی ما زبان افغانی می‌باشد. وی بارها در نوشته‌های خود تأکید می‌کند که “هر قوم و هر ملت به زبان قومی و ملتی خود زنده است.” نتیجه چنین تشخیص های دقیق و به موقع، این شده است که سرود ملی افغانستان، زادگاه زبان فارسی، در حال حاضر به زبان پشتوست؛ در حالی که سرود ملی پاکستان، کشوری که فارس بومی ندارد به فارسی است.
افغانستان هم اکنون دچار صدها بحران خارجی و داخلی است. اما موفق شده است که بطور رسمی کشوری دو زبانه باشد، که موفقیتی فوق العاده است.

اگر زیاده خواهی زبانی تاجیکها (که همانند همقطاران ایرانی‌شان نگرشی تمامیت خواهانه نسبت به زبان دارند) و همچنین طالبانیسم مذهبی گسترده‌ی پشتونها، عرصه را تنگ نکند، طوری که بتوانند یکدیگر را تحمل کنند و نپاشند، افغانستا... Read more »

Category: شعــــر وادبیات | Views: 225 | Added by: Elham | Date: 2014-04-11 | Comments (0)


دیدگاه های طالبانی های دستگیر شده
منبع :رادیوشهروند
کاوه طاهری

این گزارش خلاصه ای از وضعیت کنونی شورشیان، تاثیر عملیات ISAF (نیروهای مشترک بین المللی همکاری و تامین امنیت)، نفوذ عوامل خارجی در شکل گیری طالبان و دیدگاه های آنان برای پایان دادن به جنگ و پیشروی را منعکس می کند. بخش هایی از این گزارش در این مقاله آورده شده است:

بررسی اجمالی
این پرونده قصد دارد نگاه منحصر به فردی به شورشیان افغانی ارائه دهد، دیدگاهی که از خود شورشیان استنتاج شده است. این پرونده برگرفته از موضوعات کلی است که از بازجویی ها و گزارشات برآمده از افغانستان در سال ۲۰۱۱بدست آمده است. در طول این سال، TF-3-10 ، ۲۷ هزار بازجویی از بیش از ۴ هزار طالبانی، القاعده ای و مبارزین خارجی و داخلی انجام داده است. این پرونده مستقیما از شورشیان طالبانی استنتاج می کند و باید منبعی برای اطلاعات در نظر گرفته شود و نه ضرورتا یک مقاله تحلیلی.

از بین بردن شورشیان کلیدی در طول این جنگ یک عنصر اساسی ماموریت TF3-10 است. با تلاش برای گرفتن گزارش در طول بازجویی ها، دستگیرشدگان حجم وسیعی از اطلاعات مورد نیاز برای این هدف را فراهم می آورند. با وجود این، علاوه بر اسامی، مکان ها، دستگیرشدگان طالبان هزاران داستان شخصی نیز ارائه می دهند که باعث می شود نسبت به استراتژی و تاکتیک های حملات، رفتارها و منابع نیروگیری طالبان و انگیزه هایشان، دیدگاهشان برای مصالحه و تاثیر نیروی کمکی-امنیتی بین المللی (ISAF) و حکومت جمهوری اسلامی افغانستان نگرشی بدست آوریم.
همانطور که نفوذ القاعده در منطقه گسترش می یابد، سال ۲۰۱۱ برای شورشیان افغان بسیار محوری بود. مرگ اسامه بن لادن، رهبر القاعده، برای جامعه بین المللی یک موفقیت قابل توجه بود، با این حال از بین بردن او تنها به معنای رسیدن به یک نقطه از مسیر به سوی نابودی بی وقفه بزرگترین شبکه تروریستی جهان است. توانایی القاعده برای عملیات همچنین با مرگ افرادی مانند شیخ سعید المصری، اتیه عبدالرحمان، محمدخان و دیگر تروریست های مجرب محدود شده است.
همچنین سال ۲۰۱۱ توجه بی سابقه رسانه های بین المللی را به سوی حکومت حال حاضر در پاکستان و نقش بنیادین آن در شورشهای افغانستان جلب کرد. پاسخ پاکستان به شورش ابوت آباد ناتوانی این حکومت در کنترل مجاهدین بین المللی در درون مرزهای این ک... Read more »

Category: گــــزارش ها | Views: 215 | Added by: Elham | Date: 2014-03-31 | Comments (0)